
شخصیت محمد یا حل آن معمای مقدس / معروف عبدالغنی الرصافی
بازشناسی قرآن / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
کوروش کبیر و محمد / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
الله اکبر / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
اسلام و مسلمانی / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
روز قیامت در اسلام / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
شیعه گری و امام زمان / دکتر مسعود انصاری سرور جدید
![]()
نگاهی نو به اسلام/مسعود انصاری بخش 1 بخش 2 سرور جدید(بخش 1) سرور جدید (بخش 2)
![]()
نا آگاهی و پوسیدگی / علی شهبازی سرور جدید
![]()
کشف الاسرار / علی شهبازی سرور جدید
![]()
مکتوبات میرزا آقاخان کرمانی سرور جدید
![]()
ملاحضاتی در تاریخ ایران / علی میرفطروس سرور جدید
![]()
ترور و اسلام / حسین ملک سرور جدید
![]()
تخت پولاد / علی دشتی سرور جدید
![]()
سربداران و قیام آمل / مبارزات مسلحانه کمونیستها سرور جدید
![]()
درباره اعدام گرد آوری امیر غلامی سرور جدید
![]()
کوروش کبیر نوشته ابوالکلام آزاد سرور جدید
![]()
موسی و یکتا پرستی / زیگموند فروید سرور جدید
![]()
نهضت سربداران خراسان / پطروفشسکی سرور جدید
![]()
خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی سرور جدید
![]()
تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران باستان / جواد مفرد کهلان بخش 1 بخش 2 بخش 3
![]()
حلاج / علی میرفطروس بدلیل عدم موافقت نویسنده با نشر چاپ اول غیر قابل دسترسی است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
صعود و سقوط اسلام سیاسی ( محسن ابراهیمی )
![]()
تولدی دیگر ( شجا الدین شفا )
اسلام شناسی ( علی میرفطروس )
23 سال ( علی دشتی)
![]()
![]()
![]()
![]()
تارنگار پیام آور آریایی فیلتر شد
سخنان زرتشت هنوز پس از هزاران سال پشت کوی ها و کرپن ها و اهریمن صفتان را می لرزاند ... درود بر فروهر زرتشت اسپنتمان ...
دوستان خواهشمندم کسانی که آنتی فیلتر دارند و توانسته اند این تارنگار را باز کنند زین پس به نشانی زیر رفته و این تارنگار را بازدید یا پیوند دهند بسیار سپاسگذارم ...

آیین راستین ایرانی
هویت ملی ریشه در فرهنگ و فرهنگ ریشه در تاریخ دارد. فرهنگ هر ملتی مجموعه ایست از اندیشه, گفتار و کردار آن ملت که از دیرگاه و در درازای هزارههای تاریخ به گونه نوشتاری یا گفتاری به ما رسیده است.
فرهنگ ایران از دو بخش بنیادین ساخته شده است:
۱- فرهنگ ایران زرتشتی با پیشینهای (تاریخی) نزدیک به(۴۰۰۰)سال در بر دارنده شش سلسله ایرانی پیشدادیان, کیانیان, هخامنشیان, اشکانیان و ساسانیان.
۲- فرهنگ ایران اسلامی با پیشینهای نزدیک به(۱۴۰۰ ) سال در بردارندهی ۸۹ سلسله که بیشتر آنها ایرانی نیستند.
فرهنگ ایران زرتشتی از دو بخش بنیادین و متفاوت دینی و تاریخی
ساخته شده است:
۱- بخش دینی – آیین اشو زرتشت
۲- بخش تاریخی – آداب و رسوم زرتشتیان
۱- آیین زرتشت که بخش دینی فرهنگ ایران زرتشتی را ساخته مجموعهای از سرودهای اخلاقی اَشوزرتشت است که بر پایه خرد و اندیشه اشو زرتشت و تنها در کتابی به نام گاتها به یادگار مانده, راه و روش به زیستی انسان و به سازی جهان را بر پایه سه بنیاد خلل ناپذیر و جاودانهی اندیشه نیک, گفتار نیک و کردار نیک پیشنهاد میکند.
۲- آداب و رسوم زرتشتیان که بخش تاریخی فرهنگ ایرانی زرتشتی را تشکیل میدهد, مجموعهای است که بیشتر بیرون از چارچوب آیین اشو زرتشت و متاثر از شرایط سیاسی, اجتماعی و اقتصادی دورههای گوناگون تاریخ چهار هزار ساله پس از اشو زرتشت, توسط افراد متفاوت نوشته شده و در کتابهای گوناگون همچون ارداویراف نامه, دینکرد و وندیداد حفظ شده است. بعضی از نوشتههای این کتابها در راستا و بعضی از آنها بر خلاف آموزشهای اشوزرتشت در گاتهاست. بنابراین باید به آنها از دیدگاه تاریخی نگریست نه از دیدگاه دینی. بر این پایه اطلاعات این بروشور در دو بخش بنیادین دینی (آیین اشو زرتشت) و تاریخی (آداب و رسوم زرتشتیان) تهیه شده, در دسترس دوستداران فرهیخته و ارجمند فرهنگ ایران قرار داده میشود تا از آموزشهای راستین اشو زرتشت آنگونه که هست, آگاه گردند.
ایران باستان و آیین زرتشت
آیین زرتشتی برخاسته از ایران باستان است, بنابراین فرهنگ نیاکان ایرانیان خاستگاه فرهنگ و آیین زرتشتی میباشد. از آنجا که این فرهنگ خردگرا با پیشرفت دانش در جهان امروزی هماهنگی دارد از سدههای پیشین همواره مورد توجه بوده است و چون با آزاد اندیشی, آزادگی و دموکراسی سازگار است, به ویژه از دهه گذشته بیشتر مورد توجه بسیاری از دانشمندان روشن بین, دولت سالاران و سازمانهای پیشرفتهی جهان قرار گرفته است. امید میرود چنین فرهنگی پاسخگوی نیازمندیهای روز افزون مردمان خردمند و دل آگاه در جهان امروزی باشد.
بنیادهای آیین زرتشت
آیین زرتشتی پیش از آنکه فلسفهی دینی به معنی امروزین آن باشد, نمایانگر راه و روشهای به زیستی است که بر پایههای اخلاق و معنویت بنیاد گذاشته شده, بازتابنده جهانبینی فرزانهی فرهیختهای از سرزمین ایران به نام اَشو زرتشت از دودمان اِسپنتمان و از نژاد آریایی است. آموزشهای این پیامآور مهر و راستی برای خرسندی و پیشرفت همهی مردم جهان بوده, از آنِ گروه و ملیت ویژهای نیست.
گاتها و اوستا
گاتها نام سرودهای خردگرا و اندیشه برانگیز اَشو زرتشت و بنیاد دین بهی (زرتشتی) است. دیگر نامههای دینی زرتشتیان رویهمرفته فرهنگستانی از دانش و باورهای دینی ایرانیان باستان میسازند که اوستا نامیده میشود.
بهدین
واژهی بهدین به معنی کسی که بینش درونی (وجدان) نیک دارد نامی است که در اوستا پیرو اشو زرتشت را با آن خواندهاند. از این رو شایسته است که پیروان این آیین (بهدینان) در به سازی جهان و به زیستی مردمان بکوشند. دین بهی, دین اختیار است نه دین جبر و زور. در این آیین هرکس با خرد و آزاد اندیشی, میتواند راه زندگی و یا دین خود را برگزیند.
« خرد راهنمای آدمی در انتخاب راه نیک و بد است. » (گاتها – هات ۳۱ بند ۱۲)
آموزشهاي اشوزرتشت
آموزشهاي اشوزرتشت بر پايههاي اخلاق و انسانيت و بر سه اصل انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك بنياد نهاده شده است. در گاتها آمده است:
« راه در جهان يكيست و آن راستي است. پيروي از راستي و درستي بهترين راه زندگاني است.» (گاتها- هات ۴۳ بند ۹)
دو نيروي هميستار (متضاد)
در گاتها، نيكي و بدي زاييده انديشهي آدمي دانسته شده، منش پيشبرنده و نيك (سپنتا مينو) در برابر منش كاهنده و بد (انگرهه مينو، اهريمن) است. بنابراين نه دو خدايي در آيين زرتشتي جايي دارد و نه اهريمن در برابر اهورامزدا، آفريدگار يگانهي بيهمتا گذاشته شده است. (گاتها – هات ۳۰ بندهاي ۳، ۴ و ۵)
اشا يا هنجار هستي
اَشا در بينش اشو زرتشت هنجار (نظم) هستي است. قانوني كه در سراسر آفرينش بر همه هستيها فرمان ميراند. بايد دانست كه برهم زدن نظم جهاني، زيانهايي به بار خواهد آورد كه نمونهاي از آن آلوده ساختن محيط زيست است. خوشبختانه امروزه دانشمندان افزون بر اينكه به وجود قانون اشا پي بردهاند، راه جلوگيري و چاره بسياري از رويدادهاي ناگوار را كه زيانهاي جاني و مالي در پي دارند، به مردم نشان دادهاند. : بايد دانست كه دانشمندان هركدام در زمينهي كاري خود ميكوشند تا بخشي از اين هنجار را بشناسند. بنابراين ميتوان گفت كه اشا دانش كاملي است كه بر جهان فرمانروايي ميكند. اگر مردم اين دانش را بيابند و با منش نيك زندگيشان را با آن هماهنگ كنند، به بهترين زندگي دست مييابند (سرود اشم وهو و گاتها هات ۲۸ بند ۱
خرداد(رسايي)
از ديدگاه اخلاق و پالايش، روان آدمي بايد گامههايي را بپيمايد تا به پايگاه خرداد(رسايي وكمال معنوي) برسد. اين فرايند پويا بر پايه اصل تكامل ادامه دارد.
«پاداش نيكان رسيدن به كمال واقعي (خرداد) و نيروي معنوي (شهريور)است.» (گاتها – هات ۳۱ بند ۲۱)
« تنها با نيك انديشي (بهمن) ودلي پاك (اسفند) ميتوان به رسايي و كمال معنوي (خرداد) رسيد.» (گاتها – هات ۳۳ بند ۵)
آزادي انديشه، وگزينش
آزادي ارزشمندترين دادههاي اهورايي به شمار ميآيد و هيچكس حق ندارد آنرا از ديگري بگيرد. در گاتها، هات ۳۰ بند ۲، اشوزرتشت مردم را در گزينش راه آزاد ميخواند و آرزو ميكند كه مردم به ياري اهورامزدا و با خرد خود در گزينش راه نيك كامياب گردند.
حقوق بشر
آيين زرتشتي مردم را از هر رنگ، نژاد، مليت و ديني كه باشند برابر دانسته و برتري هر كسي را در نيكتر بودن انديشه، گفتار و كردار ميداند. در نامههاي ديني بارها خرسندي، شادماني و رستگاري مردم در سراسر جهان آرزو شده است. كورش بزرگ با پيروي از آموزشهاي اخلاقي و انساني اشو زرتشت نخستین منشور آزادی حقوق بشر را صادر کرد.
«خداوند مردم را آزاد آفرید.» (گاتها – هات ۳۱بند ۱۱)
ارزشمندی جایگاه انسان و زندگانی
در آیین زرتشتی ارجمندی جایگاه انسان تا جاییست که زنان و مردان نیک و پارسا در پیشبرد نیکی و پاکی همکار و همیار اهورامزدا دانسته شدهاند. در دین بهی جهان جایی مقدس و زندگانی ارمغانی اهورایی است. بنابراین شایسته است از جهان و زندگانی به خوبی نگهداری و پاسداری کرده, جهان را آبادتر و چراغ زندگانی را فروزانتر از پیش به آیندگان سپرد. آرمان انسان آبادگردانیدن جهان و خرسند کردن جهانیان (هات ۲۸ بند ۱) و در اوج آن رسیدن به خدا و پیوستن به اوست (گاتها – هات ۴۵ بند ۱۱)
«اهورا مزدا دوست مهربان و یاور همه است.» (گاتها – هات ۴۳ بند ۱۴)
برابری زن و مرد
در آیین زرتشتی, زن و مرد برابر و دارای حقوق یکسانند. هرجا که اشوزرتشت با مردم سخن میگوید زن و مرد را هر دو با هم یاد میکند. در نامههای دینی نیز از زنان و مردان نیک و پارسا هر دو نام برده شده است. (گاتها – هات 30 بند2)
شادی و شادکامی
در آیین زرتشتی خداوند جهانِ شادی بخش را آفرید و در پرتو منش پاک و مهرِ (عشق) جهان آفرینِ خود در آن آسایش و آرامش پدید آورد و شادی را برای مردم آفرید. (گاتها – هات 44 بند 6)
داریوش بزرگ با آموختن چنین آموزشهایی در کتیبه خود مینویسد که خدای بزرگ است اهورامزدا که این جهان را آفرید که شادی را برای مردم آفرید. با چنین دانشی, او از اهورامزدا میخواهد که کشور را از دروغ و خشکسالی نجات دهد.
ایستادگی در برابر دروغکاران (بدکاران)
در آیین زرتشتی هنگام برخورد با دروغکاران (بدکاران), سفارش شده که نخست با مهر و دوستی آنها را راهنمایی کرد. چنانچه ایشان از رفتار بد خود دست نکشیدند, بایستی به سختی در برابر آنها ایستادگی و مبارزه کرد تا نتوانند آسیب برسانند.
« برای پیشبرد راستی باید در برابر دروغکاران ایستادگی کرد.» (گاتها – هات 43 بند 13)
تازه کردن, پویایی و نوگرایی
یکی از آموزههای دین بهی (زرتشتی) تازه کردن, پویایی و نوگرایی بوده, به نوسازی و تازه گردانیدن جهان سفارش شده است. در این آیین واپس گرایی و ایستایی زشت بوده, نکوهیده میشود. در گاتها, هات 30 بند 9 آمده است:
« ای مردم بیایید از کسانی شویم که این زندگانی را تازه میکنند. ای اندیشمندان, ای خردمندان و ای آورندگان خرسندی از راه راستی و درستی بیایید همگی هم رای و همراه با دانش درونی دارای یک آرمان شویم و. آن نوسازی جهان است.»
تقدیر و سرنوشت
در بینش اشوزرتشت هر کسی سرنوشت خود را با اندیشه, گفتار و کردار خویش میسازد. اگر چه رفتار آدمی اختیاری است, اما بازتاب آن جبری است که برابر با هنجار آفرینش (اشا) و قانون کنش و واکنش انجام میشود.
«بهترین زندگی (خوشبختی) و زندگی بد (بدبختی) را هرکسی با دست خویش برای خودش فراهم میآورد.» (گاتها – هات 31 بند 20)
نگهداشت (حفاظت) محیط زیست
در هات 32 بند 10 از گاتها برای نگهداشت (حفاظت) محیط زیست به عنوان یکی از بایستههای دینی بسیار سفارش شده است. در همه نامههای دینی زرتشتیان نیز پدیدههای سودمند و زندگی بخش گرامی داشته شده, پاک نگهداشتن آنها را یکی از بایستههای دینی به شمار آوردهاند...

به یزدان که گر ما خرد داشتيم کجا اين سرانجام بد داشتيم؟

گزینش کیش زرتشتی
کیش زرتشتی بر پایه ی آزادی گزینش استوار است . بدینسان که در این کیش هرگز آدمی با زور و فشار به پذیرش واداشته نمی شود ، بلکه پذیرفتن کیش بر پایه اندیشیدن و آزادی گزینش است . باور داشتن به گزینش کیش زرتشتی همانست که در سرود ورجاوند " سروژ واژ " زیر عنوان " فروران " می آید .فروران معنی برگزیدن را دارد و نخستین واژه ایست که در سروش واژ می آید :
" بر می گزینم کیش مزدیسنا ( مزدا پرستی ) را که آورده زرتشت است و کیشی است که نکوهنده خدایان پنداری و ستایشگر آفریدگار داناست. "
همانگونه که در این سرود آمده است هر زرتشتی کیش مزدیسنی را بر می گزیند و روشن است که گزینش بر پایه اندیشیدن و سنجیدن استوار است نه زور و فشار یا بطور موروثی . جز سروش واژ در بسیاری از سرودهای دیگر اوستایی به آزادی گزینش دین و اندیشیدن و سنجیدن اشاره شده است ، از جمله در سرود زیر از گاتها :
" بهترین گفته ها را به گوش هوش بشنوید
و با اندیشه روشن بنگرید
سپس هر مرد و زن از شما
از این دو راه نیکی و بدی
یکی را برای خود بر گزینید
این آیین را پیش از آنکه
روز بزرگ فرا رسد در یابید ."
نوزادگی چیست ؟
دختران و پسران زرتشتی از هفت سالگی باید اوستا و نمازهای پنجگانه را بدانند و پس از دانستن باید آنها را سدره بپوشانند و کشتی ببندند و به کیش بهی در آورند . این آیین سدره پوشی و کشتی بندی را نوزادی گویند که معنی آن پرستش نخست و بندگی نو و نوزادگی می باشد .
سدره و کشتی چیست ؟
سدره زیرپیراهنی سپید و ساده و گشاد و بی یقه و دارای آستین های کوتاه است . که از نه تکه پارچه دوخته میشود . چاکی در میان دارد که به بالای سینه میرسد . در پایان آن چاک کیسه کوچکی است بنام کیسه کرفه ( ثواب ) این کیسه نشانه گنجینه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است . نه پارچه بودن سدره نمونه یی از نه پایه جهان هستی است که در بند یک یسنای 44 بدین گونه یاد شده است :
1- گیتی 2- تن 3- دریافتها و سهش ها ( ادراکات و احساسات ) 4- اهو یا جان 5- کالبد 6- دین ( وجدان ) 7- بوده یا بوی ( نیروی دریابنده ) 8- اوروان یا روان 9- فروهر (روان هستی آدمی) واژه سدره در اوستا وهومنوواسترا می باشد که به معنای جامه نیک اندیشی است .
کشتی بندی است سپید و باریک که از 72 نخ پشم گوسفند بافته می شود . شماره 72 نشانه 72 بخش یسنا از بخشهای ارجمند اوستا است . این 72 هات نیز شش بخش می شود که هر بخشی دارای 12 نخ است .شماره 12 نمودار 12 ماه سال ، شماره شش نمودار شش جشن بزرگی است که آنها را گاهانبار می گویند .
فلسفه سدره و کشتی
سدره و کشتی بستن بهدینان دارای مفهوم و معنای بسیار ژرفی اخلاقی و روانی است . نخست خود سدره و کشتی و چگونگی آنها هر یک معنای ژرفی در بر دارد . سدره جامه سپید پیروی از پاکی و پارسایی است . هنگامی که یک زرتشتی سدره ببر می کند ، معنایش آنستکه زرتشتی درون و برون خود را چون جامه سپید پاک و بی آلایش نگه میدارد. کشتی رشته بندگی خداست و زرتشتی کمر بسته کسی است که میان به فرمانبری خدا بسته که هرگز از فرمان خدا بر نمی تابد .
سه گردش کشتی به کمر نشانه سه پایه اخلاقی کیش زرتشت . اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است و سه بار گردش این معنا را می رساند که یک زرتشتی می باید در راه سه پایه اخلاقی یاد شده میان ببندد و هرگز از سه پایه اخلاقی یاد شده دور نشود . هنگام بستن کشتی چهار گره میزنند که چهار گره نشانه چهار آخشیج ( آب - آتش – هوا و خاک ) است که نزد ایرانیان گرامی است .
هنگام زدن چهارگره ، در زدن گره نخستین باید اندیشید که خدا یکی است ، در گره دوم باید هرگونه دو دلی را از کیش زرتشتی از خود بدور کرد و دانست که کیش زرتشتی بی آلایش و راست و درست است ،در گره سوم اندیشید که زرتشت پیام آور خداست . در گره چهارم ، باید اندیشید که تا می توانم به راه نیک میروم و هرگز از کیش زرتشتی بر نمی گردم و به راه بدکاری نمی روم .
درازی کشتی نشان آن است که گر چه این زندگانی دراز است ولی آن را انجامی است و روزی زندگی به پایان میرسد . تهی و دولا بودن میان کشتی این را می رساند که این جهان دو چهره دارد ، جهان گیتی مادی که لای زیرین نشان آنست و جهان مینو که لای زبرین آنرا می نمایاند .
دولایی نشان آنست که این دو جهان از هم جدا نیستند و جهان مادی و گیتی با جهان مینو (معنوی) پیوند دارد و انسان از جهان گیتی ره به جهان مینو می برد .
بن درونی کشتی که گره گاه است ،نشان بن زندگانی این جهان است اگر کسی نیکوکار باشد بی دشواری از این گره گاه برنهاده و به جهان مینو وهر کس که بزه کار باشد در میان گره گرفتار می آید .
اوستای کشتی
هنگام بستن کشتی نیایشی خوانده می شود که اوستای کشتی نامیده می شود .برگردان اوستای کشتی چنین است :
به یاری اهورامزدا
با اندیشه نیک – گفتار نیک و کردارنیک از هرگونه گناهی که با اندیشه و گفتار و یا با تن و روان کرده ام ، چه مادی باشد چه مینوی از همه آنها پشیمانم و از هرگونه گناهی که اندیشیده و گفته و کرده و شنیده و دستور آنرا داده ام از همه آنها پشیمانم و پتت می کنم .
شکسته باد اهریمن ( سه بار )
شکسته و نابود باد اندیشه گناه آلوده بد اندیش . با همه تبهکاران و دروغگویان و جادوان گجسته (ملعون) .
اینان در دوزخ تاریکی نگون و نگونسار باشند و هیچ کارشان به کامشان مباشد هر کار و کار نیکی که بخواست اهورامزدا و امشاسپندان انجام گیرد پیروز گردد و کامیابی آورد . همه کارها بر پایه دین پاک اورمزد باشد . بزرگ و پاک و پیروزگر باد دادار اورمزد فروغمند با فر و شکوه و بسیار آگاه . به خوشنودی اهورامزدا .
اشم وهو( راستی بهترین نیکی و سعادت است . سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است .)
خشنود کردن اهورامزدا و خوار کردن اهرمن با خواستن کار نیک و انجام آن مایه کامیابی است.
می ستاییم پاکی و پارسایی را .
اشم وهو( راستی بهترین نیکی و سعادت است . سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است .)
یتا اهو ( هنجاری که بر جهان هستی فرمان می راند زندگی و سرشت مردمان را زیر فرمان دارد . منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و توانایی راستین را کسی دارد که بر خواسته های ناهنجارش چیره شود راستی هنجار هستی است . راستی مایه خوشبختی است . ) دو بار خواندن ...
بر می گزینیم کیش مزدیسنا را که آورده زرتشت است و استوارم بر این کیش .
می ستایم اندیشه نیک – گفتار نیک و کردار نیک را .
می ستایم دین نیک مزدیسنا را که نکوهنده جنگ و خونریزی و ستایشگر از خود گذشتگی و پارسایی است و از تمام دینهای کنونی و آینده بزرگتر و بهتر و نیکوتر است .
بر پایه این کیش ، اهورامزدا را آفریننده هستی و همه نمودهای هستی میدانم .
بیاری من بیا ای اهورامزدا ( سه بار )
درود به دلیری خوش آیند .
درود به زمانه بی آغاز...اشم و هو
( راستی بهترین نیکی و سعادت است.سعادت از آن کسی است که راست وخواستار بهترین راستی است.)
گاتاها سروده های زیبای اشو زرتشت
كتاب مقدس زرتشتیان اوستا نام دارد كه به معنای پایه و بنیان دین است و به پهلوی«اپستاك» گفته میشود.این نامهی سپنتایی، هزارفصل داشت و 21 جلد كتاب را شامل میشده است، كه به قول «پلینیوس(plinius) » گاهنگار یونانی سدهی یكم میلادی اشوزرتشت آن را در دومیلیون بیت تصنیف نموده بود.
اوستا در زمان هخامنشیان 815 بخش داشت كه بهوسیلهی اسكندر گجستك(ملعون) سوزانده و به یغما رفت. در زمان ساسانیان تنها 348 بخش آن گردآوری و بخشی نیز به وسیلهی موبدان به آن افزوده شد كه آن هم، بعدها بهدست تازیان افتاد و آنچه امروز باقی مانده یك سوم اوستای دورهی ساسانی است كه بهوسیله ایرانیان با ایمان و آزاده(زرتشتیان) در درازای هزار واندی سال نگهداری و منتقل شده است.
بخشی از اوستای كنونی كه از آن خود پیامبر است و بدون دگرگونی و انحراف نگهداری شده است، گاهان(این واژه پهلوی بوده و به معنای سرودهها است كه در زبان اوستایی گاتها گفته میشود) نامیده میشود.
بخشی كه در درازای زمان بهویژه در دورهی ساسانیان تدوین واقتباس شده است. شامل: یسنا، یشتها، ویسپرد، وندیداد و خرده اوستا میباشد. این بخشها بازتاب اندیشهها و باورهایی است كه پیش و پس از پیدایش اشوزرتشت در میان آریاییها نمود داشته است. این باورها بهوسیلهی برخی روحانیون وارد اوستا گردید. به گونهای كه با مقایسهی گاهان این تضادها رامیتوان دید، مانند تقدس «هوم» گیاه مستی آور كه در نزد آریاییها ستوده میشده و درآیینهای دینی فراوانی بهكار برده میشده است، در حالیكه اشوزرتشت در گاهان آنرا و هر آنچه كه باعث ضایع شده خرد و هوش انسان گردد، مورد نكوهش قرارداده است. این باورها حتا در زندگینامهی اشوزرتشت هم اثر گذاشته و زندگی پیامبر را به صورت استوره و افسانه درآورده است. استورههایی كه هزاران سال پیش از پیدایش پیامبر جزو باورهای قومهای نخستین آریایی بودهاست.
به همین دلیل ایرانیان گاهان، سرودهای پیامبر را نسبت به دیگر بخشهای اوستا ترجیح داده و پیوسته پارههایی از آن را با وجود تقدسی كه برای آن قایل بودهاند از بركرده و به مفهومهای اخلاقی آن عمل مینمودند. اصلهایی كه نه تنها رشد و بلوغ فكری ایرانیان را دربر داشت، بلكه همچون الگویی، سرمشق بسیاری از اندیشمندان، فیلسوفان و بزرگان جهان گردید و به گفتهی فرانسیس پاوركوب: «مشكل است تصور كنیم اگر زرتشت وجود نمیداشت، باورهای بشر، اكنون به چه صورت میبود؟»
تاثیر و نفوذی كه كه جهانبینی اشوزرتشت در افكار اندیشمندان و دانشمندانی چون افلاطون، فیثاغورث و هراكلیت ...
مانده ی آن را بخوانید ...
(ماهنامه کتیبه ۱۳۷۹ شادی آریابد – كارشناس ارشد زبانهای باستان)

نگاهی به گاه نامه ایران باستان
ايرانيان سال خورشيدي نگاه ميداشتند.وسال را به ۱۲ ماه و هر ماه را به ۳۰ روز بخش ميکردند. به اين ترتيب سال ۳۶۰ روز ميشد و آغاز سال بعد هر سال ۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه و ۴۶ ثانيه زودتر انجام ميشد.براي رفع اين مشکل هخامنشيان هر ۶ سال يک ماه به سالشان مي افزودند . ( جوليوس، سزار روم در سال ۴۶ پيش از ميلاد پس از گشايش مصر با تقويم ۳۶۵ روزه آشنا شد و آن را اقتباس کرد و ماه هفتم آن را به نام خويش JULY خواند و اين تقويم را JULIAN CALENDER ميخوانند.)
اشکانيان هم همان گاهنامه ي هخامنشيان را دنبال ميکردند.
ساسانيان ۱۲ ماه و ۳۰ روز را پاسداشتند ، براي هر روز نامي گزینش کردند و ۵ روز هم به آخر سال افزودند به نام ۵ بخش گاتها (سخنان ورجاوند زرتشت پاک ).
بدینگونه سال ساساني ۳۶۵ روز شد و براي جبران ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه، هر ۱۲۰ سال،يک ماه به آن مي افزودند.
در آغاز سده ي ششم ميلادي ساسانيان روش کبيسه را برگزيدند،يعني هر ۴ سال ۱ روز به ماه مي افزودند.و آن را به نام "اَوَرداد" به چم (معني) روز افزوده خداداد مي ناميدند.
۷ روز نخست ماه به نام اهورامزدا و امشاسپندان يعني:
و ۲۳ روز ديگر به نام ايزدان است.
روز هاي نخست، هشتم، پانزدهم و بيست و سوم هر ماه به نام خداوند است.
در ايران پس از تازش تازيان از سده هفتم، ماه قمري به جاي ماه خورشيدي دگرگون شد و نوروز جلو افتاد تا آنکه در سده ي هفدهم ، حکيم خيام نيشابوري سال خورشيدي را برشمرد و به نام سلطان جلال الدين، تاريخ جلالي ناميد و همه گیر شد.... مانده ی آن را بخوانید
جبــر و اختیـــار
در جهان بيني زرتشتي ( كليات جهان بيني ، يعني اينكه ديدگاه انسان نسبت به چگونگي آفرينش ، چگونگي گردش روزگار ،شناخت انسان و رابطه انسانها (زن و مرد و نژاد) ، رابطه انسان با طبيعت و خالق خود و برعكس و ... مشخص شود) انسان داراي ” من“ است و خداوند بزرگ دانا به همه انسانها اين توانايي را داده است كه ميتواند خود را درك كند و بشناسد و بداند كه هست و ... ، و مي تواند ” من“ خويش را تحت كنترل خود قراردهد و تغيير و پرورش دهد . به اين قدرت بزرگ ” قوه درك “ گفته ميشود تا بتواند دنيا را تجزيه و تحليل كند و به قوانين اشا (هنجار هستي) پيببرد و قدرت اراده و اختيار بخشيده كه بتواند غرايز خود را كنترل نمايد و هر راهي كه دوست دارد برگزيند . انسان چه مرد و چه زن آزادي كامل دارد كه با خرد خويش همه چيز را مورد شناخت و سنجش قراردهد و هر چه را دوست دارد ، جه نيك و چه بد آزادانه انتخاب كند
حال اگر سرنوشت انسان را به معني وضعيت آينده او در نظر بگيريم (در لغتنامه دهخدا ، سرنوشت انسان به معناي حكم ازل و قضاي ازل يعني آنچه در روز ازل تقدير شده باشد ، آمده است) برخلاف مفهوم رايج آن كه ميگويد انسان بر سرنوشت خود هيچگونه تسلطي نداشته و مشيت خداوند است كه سرنوشت انسان را ميسازد ، در جهانبيني زرتشتي هر كس سرنوشت خود را با انديشه و گفتار و كردار خود ميسازد و سازنده سرنوشت انسان ، خود انسان است
رفتار انسان اختياري است ،ولي بازتاب آن جبري و گريزناپذير است . اين قانون ، جزيي از نظام خللناپذير حاكم بر هستي است كه سرانجام ” گندم از گندم برويد ، جو ز جو “
يسناي 31 بند 20 از سرودهاي شت زرتشت ميفرمايد :
” كسي كه به راستي گرايد به روشنايي و شادماني خواهد رسيد ، و كسي كه به دروغ گرايد تا ديرگاه زندگي را در تيرگي و كوردلي و آه و افسوس بسرخواهد برد . براستي او را وجدانش و كردارش به چنين سرانجامي ميكشاند .“
بر پايه قانون اشا ، رفتار انسان در همين جهان به خودش بازمي گردد و سرنوشتش را رقم خواهد زد . پس بهتر است كه با انديشه و گفتار وكردار نيك بهتربن زندگي را براي خود فراهم آوريم .
۱- خنجري ، خداداد ، بينش زرتشت ، چاپ دوم ۱۳۸۰-تهران – صص ۵۶ تا ۶۶ .
نماز ایرانـــــی
« پروردگارا اینک در برابر تو می ایستم و به عنوان عبادت،همه کردار و گفتار و اندیشه نیک و بجا آورده را پیشکش در گاهت می کنم »( گاتها )
ایرانی از دیر باز خود را پایبند نماز و نیایش روزانه می دانست که به گاه پزامندگی ( بلوغ ) بایا (واجب) بود که پنج گاه در شبانه روز نماز بخواند ( گاه پیش از سپیده دم – گاه بامداد – گاه نیمروز – گاه پسین – گاه شامگاه ) و در ضمن نماز فروزه های نیک چون راستی و پاکی را ستایش کند و آنرا سر لوحه کردار روزانه خود قرار دهد . این نیایش در صورتی پذیرفته درگاه ایزدی قرار می گرفت که دستورات آن اجرا می شد و هدف از خواندن نماز در طی شبانه روز تنها هشدار و نیز تازه نمودن سوگند و پیمانی بود که در جشن دین پذیری ( سدره پوشی) بسته می شد .
در آیین بهی (آیین زرتشتی ) ستایش واقعی پروردگار – ذکر پاره ای آیات و تکرار بی شمار آن نیست، یک بهدین ( یک زرتشتی ) پرستش پروردگار را در کردار نیک و آبادانی و خوش و خرم گردانیدن جهان و دستگیری از بینوایان و مبارزه با اهریمن صفتان و گسترش دانش و دانایی می داند . و از گفتار بد دوری می جوید و پیوسته با اندیشه نیک خود در پیروی از قانون اشا ( راستی ) می باشد .
پیام آور خدا زرتشت پاک در این باره می فرماید :
« ای هستی بخش ، کسانی را که با کردار نیک خود و اندیشه نیک ستایش تو را به جا می آورند کامروا ساز و آرزوهای آنان را برآورده ساز چه به خوبی می دانم ستایشی که بدور از ظاهر سازی و تنها از راه کردار نیک به درگاهت نیاز شود پذیرفته می شود و بازتاب به در گاهت نیاز شود پذیرفته می شود و بازتاب نیک خود را بروز خواهد داد . »یسنا ۲۸ بند ۱۰( اوستا )
و در یسنای ۵۰ بند ۸ می فرماید :
« ای دانا ترین – با دست های برافراشته و سرودهای ستایش خود که پر از راز و نیاز به درگاه تو است خواستارم مرا چون دوستی با وفا و فروتن بپذیری تا بتوانم در پرتو راستی (اردیبهشت) و منش نیک ( بهمن ) به تو نزدیک شوم . »
و باز در یسنای ۵۱ بند ۲۲ ( گاتها ) می فرماید :
« از میان مردمان کسی که به درستی و راستی و بدون خودنمایی ستایش خود را به اهورا پیشکش کند پروردگار آنرا به خوبی در می یابد خواه آن ستایش در گذشته یا حال باشد من چنین کسانی را گرامی می دارم و با ذکر نام از آنها سپاس گذاری می کنم . »
همبایست های (شروط ) نماز
همبایست آیین بهی دو گونه است : همبایست درودنی و همبایست برونی .
همبایست درونی: پیراستن دل از رشک و کین و آز و اندوه و بطور کلی دوری ازاندیشه بد.
همبایست برونی : پاک نمودن تن و جامه و جا از آلودگی و شستن دست و رو، سرو پا.
پرستش سو « قبله »
نماز دربرابر فروغ و روشنایی ظاهری که نموداری از نور و روشنایی عالم حقیقت و معنویت می باشد انجام می گیرد . این نور بصورت شعله آتش و یا نور آفتاب و در شب هنگام در نور مهتاب و بطور کلی در هر روشنایی و فروغی که تجلی یابد بر پا می شود .
« ای خدای هستی بخش – دانای بی همتا – چون هر دو جهان ( گیتی ، مینو ) به مشیت تو صورت وجود یافته و تو فرمان فرمودی و تو پدید آوردی و هر چه بهترین نعمت هاست آنرا به وجود آوردی پس بندگی تو را به جا می آوریم و تو را به پدید آورند تمام آنها باور داریم و ترا می ستائیم و به تو نماز می بریم و خود را وامدار و سپاس گذار تو می دانیم »
" ای هستی بخش – ای دانای یکتا – که بخشاینده همه چیز و از دیده ظاهر بین ما ناپیدایی این نور را که در برابر گذاشته ایم نور آفرینش تو می دانیم و آنرا به منزله قبله می شناسیم و به وسیله این نور که ذره ای از ذرات توست خواستاریم که خود را به نور حقیقت تو برسانیم بشود که با ضمیر پاک به تو نزدیک شویم » هفت یشت بزرگ کرده ۴ ( اوستا )
نماز به حالت ایستاده و با صدای بلند و آرام و نرم و شمرده خوانده می شود .
نماز پارسایی
نیایش می کنم برای راستی و پاکی و پارسایی
بنام هستی بخش دانا
نیایش می کنم و ستایش بجا می آوریم آفریدگار هستی ده دانای بزرگ روشنایی بخش رخشنده را توانای با شکوه را . آفریدگاری که بر هنجاری استوار و خردی پایدار و برای بهزیستی و شادمانی بسیار ما را آفرید و به پیکر در آورد و پرورانید و اندیشه بخشانید . نیایش می کنم و ستایش بجا می آوریم – گاهان پاک زندگی آفرین – زندگی بخش را . و نیایش می کنیم و ستایش به جا می آوریم در این درگاه ( پیش از سپیده دم – بامداد – نیمروز و...) با تو ای آفریدگار جهان و گاهان و ای پرودگار دل و جان ، پیمان می بندیم و از تو یاری می خواهیم که پیوسته پوینده راه راستی باشیم جز راست نیاندیشیم و نگوئیم و گامی جز به راستی بر نداریم .اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک داشته باشیم . پیوسته به پیمان خویش پایبند باشیم و هرگز پیمان خود را نشکنیم و نگسلیم ، اهرمین دروغ ، خشم ، ترس ، کین ، آز و خودبینی را در خود نابود سازیم و خود را دانا و دلیر و دادگر و دوراندیش و نیکو و بردبار و شادمان سازیم . خانه خود را روشن ، شهر خود را خرم و سرزمین خود را آبادان داریم . بکوشیم که همه خوبی های مادی و مینوی و روانی را بدست آوریم و خود را از دوزخ پریشانی و پراکندگی و خواری و درماندگی برهانیم . رای و روان خود را استوار ، خرد و اندیشه خود را روشن و دانش و بینش خود را افزون داریم . بکوشیم که خود را تندرست و توانا و توانگر داریم و بار کار شایسته روزی بایسته بدست آوردیم ، پیوسته با بدی پیکار کنیم و نیکی را بگسترانیم و یار و یاور نیکان باشیم . آفرین گفتار باشیم از زیان و گزند و تلخی و بیم و غم بدور باشیم . دیر زیویم ، درست زیویم ، شاد زیویم تا زیویم به کامه زیویم مینومان باد به کامه روان ، گیتی مان به کامه تن باد . درود بر تو درود به راستی که هنجار هستی است . درود به مهر که پیوندگان هستی است درود به شادی که آفریده نیک هستی است درود به ما و همه مردمان نیکوکار شکسته باد دروغ ، نیست باد دروغ ، نابود باد دروغ ، نابود باد دروغ « هفت بار »
گفتنی است که پس از گذشت سده های دراز از یورش بیگانگان به خاک میهن ، هنوز یک بهدین (زرتشتی) در هر گوشه دنیا که باشد خود را موظف به اجرای دستورات دین می داند و علاوه بر نمازهای پنجگانه ، سه نیایش معروف ( اشم وهو – یتا اهو – ینگهه هاتام ) را گاه و بی گاه زمزمه می کند.
۱- اشم وهو
راستی بهترین نیکی و خوشبختی است . خوشبختی از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است
۲- یتا اهو
هنجاری که بر جهان هستی فرمان می راند زندگی و سرشت مردمان را زیر فرمان دارد . منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و توانایی راستین را کسی دارد که بر خواسته های ناهنجارش چیره شود راستی هنجار هستی است . راستی مایه خوشبختی است .
۳- ینگهه هاتام
اهورا مزدا آگاه است از زنان و مردانی که در ستایش او هستند باینگونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزکاریشان درود می فرستیم .
(ماهنامه کتیبه –شماره ۱۴۳ سال۱۳۸۲ شادی آریابد)
اهورامزدا ، خدای یکتا
آفریننده جهان هستی به زبان نیاکان ما ، اهورامزدا خوانده می شد . این واژه از سه بخش " اهورا" به چم هستی بخش "مز" بسیار و " دا" دانا ، ساخته شده است . که در مجموع " هستی بخش دانا " معنی می دهد . همان خدای یکتایی که در تمام دین ها به نامهای گوناگون خوانده می شود . و به گفته دکتر والا :
"اهورامزدای ایرانیان با یهوه یهودیان و گاد مسیحیان و الله عربها ، که یکتا آفریننده این جهان و آن جهان و نصیب خیر و شر ، بسته به فضل و عنایت اوست یکی است . اوست آنکه هیچ کس را در هیچ نیرویی مخالف با قدرت مطلقه او نیست . اوست یکتایی که کسی در سلطنت کامله اش شرکت نداشته است ."
پیش از برگزیدگی زرتشت به پیام آوری مردم به خدایان گوناگون باور داشتند و برای آب و آتش و ماه و عناصر دیگر که به نظرشان با شکوه و مفید بود . خدایان مهربان و سود رسان قائل بودند و در برابر آنان ستایش می کردند و نیز برای سایر نیروهای خطر آفرین جهان مانند تندر و آذرخش و بلاهای طبیعت که از آنها در رنج و گزند بودند ، خدای خشم آلود و قهار و جبار می انگاشتند و برای فروکش خشم آنان لابه و زاری میکردند و فدیه و قربانی می دادند تا اینکه برای نخستین بار در جهان ، پیام آوری از نژاد آریا با آوردن دین پاک یکتا پرستی و وعده به روز رستاخیز مردم را از پرستش خدایان بیشمار به پرستش خدای یکتا فرا خواند و بر تمامی رب النوع ها داغ باطل نهاد و در کمال آزادگی فرمود :
" آنچه در بالا و پایین است همه را یک خدا آفریده که اهورا مزدا نام دارد . خدای جهان و جهانیان به دور از شریک و نظیر است و جزء او کسی شایسته ستایش نمی باشد . "
" ... و تنها اهورامزدا است که کیفر کارهای مردمان را در گذشته و حال و آینده به درستی خواهد داد چه او برای هر کار نیک یا بدی پاداش و سزایی مقرر داشته ، حساب همه کارها را در روز واپسین منظور خواهد داشت . " ( گاتها – هات 31 بند 15 – 14 )
" ... وبرای رسیدن به خوشبختی و بخشایش اهورایی باید همگی شما ای خویشان و همکاران و همچنین شما ای دروغپرستان ( مشرکان ) رو به سوی خدای یکتا آورید ."
پروردگارا بشود که ما همه پیام آور پیغام تو باشیم و کسانی که دشمن راه و نام تو هستند از خود دور نگه داریم . "
و آنگاه در گاتهای هات 31 بند 8 می فرماید :
" ای مزدا هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم و با دیده دل به تو نگریستم دریافتم که تویی سر آغاز و سر انجام همه چیز و تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی و پاکی و تویی داور دادگر همه مردمان ..."
" آنگاه تو را مقدس شناختم ای اهورا مزدا که تو را سرآغاز و سرانجام همه چیز دانستم و دریافتم که تو از روز ازل نتیجه و بازتاب هر گفتار و کردار نیک را مقرر فرمودی و داوری تو پیوسته بر این اصل است که بدی بهره بدان و نیکی پاداش نیکان است تا روز واپسین "
بدین وسیله آیین یکتاپرستی برای نخستین بار در جهان ظاهر شد و سنگ پایه ی دیگر تعالیم گردید .
و همانگونه که پروفسور دومزین معتقد است :
" زرتشت به حق نخستین معلمی است که به تبلیغ توحید و عظمت خداوندی پرداخته و به خدای واحد و قادری که کبریای او بیش از خدایان کیشهای دیگر است باور دارد و از پروردگار واحدی به نام ( خداوند خرد) نام می برد ."
(ماهنامه کتیبه –شماره 153 سال1384 شادی آریابد)
"پـایه هـای آیین بهــی"
پیش از اشو زرتشت مردمان به خدایان بسیار و گوناگون باور داشتند . نخستین کاری که پیام آور در زمینه جهان شناسی و دین آوری کرد آن بود که خدایان پنداری را از پایگاه خدایی پایین آورد و مردم را به پرستش خدای یگانه – اهورا مزدا – هستی بخش دانا ی بزرگ فرا خواند . پیامبر به مردمان آموخت که در جهان هستی نیروی هستی بخش بخرد را که پرتو آن در همه نمودهای هستی هست خدا خواند و فرمود بجای آنکه به پندارهای خود بیاویزید و خدایان ساخته پندار خود را بپرستید و در پای آنها قربانی های خونین بکنید به هستی و نمودهای آن رو کنید و نیروی آفرینشی را که در هستی هست و خردی را که بر هستی فرمان می راند بشناسید و در بیابید و اینرا بدانید که در جهان تنها آن نیروی بخرد هست که هستی و آفرینش از اوست و او اهورا مزدا یا هستی بخش دانای بزرگ است .
از دیدگاه آیین بهی ( زرتشتی ) خدا نه در آسمانها جا دارد و نه آدمی گون است . از دیدگاه زرتشت پاک پروردگار یا اهورامزدا نیروی آفرینش یا هستی بخش بخرد یگانه ایست که نزاییده می شود و نه می میرد ، بوده و هست و خواهد بود و همه آفرینش ها از اوست . به گفته دیگراز دیدگاه آیین بهی ، خدا " نیروی آفرینش" یا " نیروی فروغ " یا " فروغان فروغ " یا " شیدان شید" یا " نورالانوار" است که نیرویی است یگانه و بی آغاز و بی انجام و بی کران و جاویدان و نادیدنی و نا بسودنی و نابود نشدنی و آفریننده . خدا فروغ آسمانها و زمین ، جان جهان ، نیروی بهنجار و بخرد آفرینش ، گوهر و بنیاد هستی و ذات گستره ایست که همه چیزهاست .
زرتشت پاک می فرماید :
" می ستایم اهورامزدایی را که سرچشمه همه چیزهاست ،
اهورامزدایی که فروغ سرشار است ... "
از دیدگاه آیین بهی پهنه هستی جلوه گاه اهورامزد است و هر ذره ای از ذره های هستی در بر دارنده پرتو و فروغی از اهورا مزداست که از این گفته نتیجه می شود که شناخت اهورا مزدا از شناخت نمودهای هستی و از راه دانش و پژوهش در نمودهای هستی ممکن می گردد.
در اینباره زرتشت پاک می فرماید :
" ای اهورامزدا ، همانکه تو را با دیده دل نگریستم ،
به نیروی اندیشه خود دریافتم ، که تویی سرآغاز
که تویی سرانجام
که تویی سرچشمه منش پاک
که تویی داور دادگر راستی در هر دو جهان ... "
( یسنا 31- بند 8)
" ای مزدا – ای اندیشمند بزرگی که از روز نخست افلاک را با نور خود
روشن ساختی و با نیروی خرد خویش به این درستی و خوبی
نظم و هنجار دادی ای کسی که همواره یکسانی ، فروغ
ایمان و نور پاک منشی را بر همه ما بتابان ..."
(یسنا 31 – بند 7)
" چون تو ای مزدا سرچشمه راستی و همه نیروها هستی ،
ما را رهبری فرما تا در پرتو نیروهایت دوران زندگی خاکی
را چنانچه بایسته است بگذرانیم و در پایان
با روانی پاک به سویت باز گردیم ..."
( یسنا 34- بند 6)
ورزانیدن (varzânidan): اعمال کردن